یکی از بهترین عطرهای دنیا مال توتونی است که تو شراب خیسانده باشند؛ مثل عطر سیگار لیلا! سیگار سناتور می کشد، شرابی اش را. لم می دهد روی کاناپه و جنگل موهاش صورتش را بغل می کند و بی عار می خندد و بوی شراب و رطب اطرافش را پر می کند. همیشه از آن عطرهای تلخ می زند که من هم یکی اش را دارم که توش صندل و مریم و چوب را در هم آمیخته اند. شلوار سندبادی به پا و تاپ کوتاه نخی به تن لش می کند روی مبل و دنیا را به تخم می گیرد.
-ما بالاخره میریم عمان!
+من میخوام برم مصر! یا مراکش!
-یه چیزی بگو بگنجه مادرقح..به!
+اینم می گنجه تنگ بقیه چیزها!
از سیگار شراب اندود کام محکمی می گیرد، جوری که بخواهد آخرین نفس زندگی اش را با تمام ولع و اشتیاق فرو ببرد؛ نفسی که قرار نباشد ممد حیات باشد و پشت بندش فرحت ذاتی بیاید.
+می میری الان نفله!
می زنم توی سرش. ریسه می رود از خنده. لاینقطع می خندد، بی گرفتن نفسی.
تفریح ما چیست لیلا؟ الان که تماشات می کنم که دوباره زده ای روی آن کانال یوتیوب موردعلاقه مان و ابجد هوس نگاه می کنی و عین من محو شیطنت های پسربچه ای در قامت یک مرد میانسال شده ای که اسمش ابوسامی است، می بینم من و تو بس که حوصله هامان را گره در گره زده ایم نای انجام کاری جز همین را نداریم. تا سر کوچه رفتن برای مان شده مسأله، آن وقت تو برای من از عمان و من از مصر برای تو داستان می بافیم. خوب شد آمدی خیابان پشتی بیمارستان خانه گرفتی تا گاه و بی گاه بچپم توی خانه ات و از آن قهوه هات بخورم و بوی توتون شراب اندودت دیوانه ام کند. تو سیل دود روانه کنی و من از به سینه کشیدن این همه عطر دلخواه مرز جنون را رد کنم... لیلا!
می خندد. انگار همه ی ذهنم را تا ته تهش خوانده باشد، عین کف بین قشقایی که در کنجی کور توی سبزه میدان می نشیند و ذهن را صاف و کامل می خواند. می گوید: تو هم اون شعره یادت اومد؟ نه؟ همون که یارو دیشب گوشه خیابون با سه تار می خوند؟ که می گفت: که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟ ز گنج خانه شده خیمه بر خراب زده؟... ها ها...
تف به روی گندمگون و چشم سیاهت بیاید لیلا! چه طور زدی توی خال؟ جا...ک...ش عجب حافظه ای هم دارد! آره همان...
بعد فقط من و اوییم و صدای بم گرفته اش و آن تصنیف خواندنش و دیگر هیچ....
گم در مه...ما را در سایت گم در مه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 15