گم در مه

متن مرتبط با «همه» در سایت گم در مه نوشته شده است

من ایستاده ام در خواستنت، نه نشسته، با همه هوشیاری و جان خواهان توام.....

  • نیلوبلاگ

    دلبر قدرقدرتِ من! طوری بندی و بسته ی تو شده ام که خودم هم نمی فهمم با خودم چه کنم. انگار طلسمم کرده باشی و هیچ چیز نتواند این طلسم را باطل کند. همیشه امید داشتم جایی و طوری و چیزی این عطشم به تو کمی فروبکاهد و بتوانم از چیزی غیر تشنگی هم با تو حرف بزنم، اما نمی شود. تشنگی امان نمی دهد و حال خودم را نمی فهمم وقتی می بینم نیستی، دقیقا همان وقتی که دلم می خواهد با من حرف بزنی و شاید از این تشنگی بکاهی تو دوری می کنی، تلخ می شوی و نمی گذاری. برای همین وحشی می شوم و این طور می افتم به جانت....نتوانست...

    ادامه مطلب
  • همه عمر؟

  • نیلوبلاگ

    همه عمرم آدم قلقلکی بودم و معطل یک آغوش......

    ادامه مطلب