گم در مه

متن مرتبط با «نمی» در سایت گم در مه نوشته شده است

چه بنویسم که نمی خوانی اش؟

  • نیلوبلاگ

    نامه نوشتن برای تو هوسم بود. اما نمی شود. نامه بنویسم و نخوانی اش؟  فایده ی نوشتن اش آن وقت چیست؟ اصلا بگو من شده ام آدم معطوف به نتیجه، که نیستم و نبوده ام البته، اما حق بده توی این برهوتی که رهایم کرده ای باید کورسوی امیدی واقعی بتراشم برای خودم؛ چیزی که الان ندارم اش و به شدت، باور کن که با چنگ و دندان و به قدری که آدم برای بقایش دست و پا می زند، دنبال آن ام. می دانی که تمام راه ها را بر من بسته ای و من خودم را سوار قطاری می بینم که مدام ایستگاه تو را رد می کند، در مسیری دوار، مدام ایستگ...

    ادامه مطلب
  • وقتش نمی رسد چرا؟

  • نیلوبلاگ

    دیگر ترس هم پیش من کم می آورد. گم کرده ام خودم را میان این همه هول. باید چیزی باشد، دست آویزی مثلا که بشود آویخت بهش و رها شد. نیست اصلا. میان کابوس دارم راه می روم و گهگاه زندگی می کنم. زندگی نیست ای...

    ادامه مطلب