گم در مه

متن مرتبط با «نای» در سایت گم در مه نوشته شده است

تو نقطه کفایت معنای جمله ای

  • نیلوبلاگ

    آذر حالا چشمهی نوشتنش خشکیده؛ همین نویسندهی فروکاسته به پاورقینگار، همین زن تقلیل یافته له موجودی که این روزها گذران ِ وقت میکند به جای زندگی.لابد میپرسی مگر میشود ننویسم؟ یا نخوانم؟ یا دستی به سر و روی آشفتهام نکشم، نه که اینها را نکنم، اما طوری ماشینوار و از سر رفع تکلیف که بودن و نبودنش را توفیری نیست.حال تکاندن غبار خانه را ندارم. همه چیز را مسکوت و بسته در کنجی کور گذاشته ام، بی شوق گشایشی. این چند مدتی که گذشت همه شدت از پس شدت بود، بی نقطهای از فرج در میانی. تو اگر بودی، اما از همه کائنات...

    ادامه مطلب
  • اعطنی نای و غن...

  • نیلوبلاگ

    آیا این گشودن فصل تازه ای است؟ این افتادن پوست، این افتادن و افتادن اش تا رسیدن به مرز گوشت؟آن قدر حتی در این پوست اندازی، دلم تنگ می شود برای شنیدن صدای تو که می خواهم اژدهایی شوم و همه ی جاده های زمین را تا رسیدن به تو ببلعم، تا نبودن هیچ مرزی بین ما...این روزها مرا بد جور یاد آبان 98 می اندازد. یادت هست؟ اینترنت که قطع شد، چه طور با زنگ و پیام خبر می گرفتیم از هم و به این پسرفت تکنولوژی می خندیدیم؟ تو می گفتی نوبت کبوتر نامه بر و دود هم می رسد.فیروز که گوش می دادم-همان آهنگ «اعطنی نای و غن......

    ادامه مطلب