
به خیالت میشود رفت شیراز و بوی تو را لابهلای برگهای نارنج نشنید؟ یا مثلاً ظهرگاهی در دل تیمچهای توی بازار وکیل در حال به سینه کشیدن خنکای آذرماهی و عطر برنج و ریحان، آواز شجریان را بی تو گوش کرد؟ آن هم برای کسی که امکان ندارد شجریان را بشنود و دلتنگ تو نشود؟خیال میکنی میشود رفت تا اندرونیٕ پس ِ باغی که سعدی در آن خفته و غزلهایش را با صدای تو نشنید؟خیالت این طور میگوید که کسی میتواند برود باغ ارم و سرو شیراز را به آن بالا بلندی و دلربایی تماشا کند و تو به تصورش نیایی؟ و نگوید زیر لب که سرو بالای ...
ادامه مطلب