
چهقدر لهجه این دختر را دوست دارم! شیرین است این عربی عراقیاش و چه سوزی توی صداش است وقتی میگوید: اعرف الدنیا ماتسوی... و چه قدر قشنگ است که به جای انا میگوید: آنی. من عاشق این لهجهام. اگر همان وقتها که تازه ازدواج کرده بودم دختری میزاییدم حالا لابد توی قد و قواره و حدود او بود، بیست و اندی ساله مثلا. اما من هیچ وقت در تقدیرم دختری تصور نکردم. همیشه به پسر داشتن خیال میبافتم و خدا هم شوپن را به من داد. دلم میخواست در هیأت پسری دوباره به این دنیا بیایم و شوپن رویای مرا محقق کرد. شباهتش به من زیاد ...
ادامه مطلب