تو رفته ای حمام. زیر دوشی که صدات می زنم و از لای در با تو حرف می زنم. این رؤیایی است که خیلی از روزها سراغم می آید. ساعاتی از روز واقعا حس می کنم آن جا توی حمامی و من به بهانه ای از لای در دزدانه نگاهت می کنم. می بینم که گرم خواندن آوازی هستی، سرخوشی و همین که صدای زمزمه ات از توی حمام نرم و آرام می آید بیرون و همه جای خانه پخش می شود، به من می گوید که زندگی هنوز ارزش زیستن دارد...
گم در مه...ما را در سایت گم در مه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 39