نگاه کن! پدیدهها هرگز دکمهای برای عقبگرد و محو کردن اثرشان از حافظهی ما ندارند، مثل این تغییر پارادایمی که حالا و این روزها تجربه میکنیم و مثل تو... اما تو فرقهایی داری... من هر چه عقب برگردم به نقطهای که اثری از تو نباشد در زندگیام نمیرسم. همیشه پر بودهام از تو، حتی وقتی 1 نیامده بودی، نه! نقطهی هنوز نیامدنی در کار نیست حقیقتا، تو همیشه بودهای... تو همیشه نقطه تلاقی محال و ممکن بودهای، همهی نبودنها و نشدنهات در آن واحد عمق بودن و عین شدن بودهاند... حیرت همواره من هم از همین امر است که تمامی ندارد...
برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده