گم در مه

متن مرتبط با «قاصد» در سایت گم در مه نوشته شده است

یه قاصد خبرم داد که آفتاب لب بومه

  • نیلوبلاگ

    بگذریم از همه آلاف، اولوف های روال شده و نشده، عید خوبی بود. دست کم برای من اولین عیدی بود که توش دعوا و تشنج نبود. برای هر کسی از عیدهای پر تلاطم بچه گی و نوجوانی و جوانی می گویم، می خندد. الان دیگر خنده دار است که بلافاصله بعد از پرت شدن تمامی سفره ی ناهار به حیاط، کسی از توی تلویزیون چهارده اینچ سیاه و سفید بگوید: آغاز سال هزار و سیصد و شصت و هفت! توی خانه ی بچه گی ما هیچ وقت هفت سین نبود. هفت سین فقط توی تلویزیون بود. آدم های خانه همه شان حکایت دلِ خوش سیری چند تو دل و روی زبان شان بود. به ...

    ادامه مطلب